تبليغاتX
فقط تو میدونی چی میگم

فقط تو میدونی چی میگم

ازم پرسیدی اندوه تو از چیست؟سبب ساز سکوت مبهمت از کیست؟صادقانه میگم برای انکه باید باشد و نیست

دوست ندارم




چرا من دارم جای همه تنبیه میشم؟؟؟؟؟؟؟؟

عجبااااااااااااا....!!!!

تا حالا به خاطر اشتباه دیگران تنبیه میشدم

جدیدا جای گناه نکرده ی دیگران هم تنبیه میشم

این دیگه چه جورشه؟؟؟؟؟؟؟؟


پ.ن:نامهربونی رو هم ازت میپذیرم و دوستت دارم





+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 10:45  توسط فقط خودم  | 

.............!؟؟

/* /*]]>*/ امشب زغمت میان خون خواهم خفت وزبستر عافیت برون خواهم خفت باور نکنی خیال خود را بفرست تا درنگرد که بی تو چون خواهم خفت
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 1:28  توسط فقط خودم  | 

...!




محبت مثل بارونه !!!

اگه میبینی خیس نمیشی باید جاتو تغییر بدی...!




+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 11:22  توسط فقط خودم  | 

من برعکسم



هیچ وقت گریه از سر شوق رو باور نداشتم

آخه هیچ وقت برام پیش نیومد که از خوشحالی گریه کنم

اما

تا دلتون بخواد از سر درد و ناراحتی قهقهه زدم و همه مسخرم کردن که سرخوشم

به نظر تو من سرخوشم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


پ.ن: لیاقت این همه احترامو داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟




+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 23:57  توسط فقط خودم  | 

کاش




کاش بفهمی چقدر دوستت دارم.......!!!!!!!!!!

کاااااااااااااااااااااااااااااش!؟!

می فهمی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اما من می فهمم که چقدر دوستم داری

و میدونم که عشق من به تو نصف عشق تو به من هم نیست


پ.ن:خیلی باحالی خدااااااااااااااااااااااااا!!!!!!!



+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم شهریور 1388ساعت 0:25  توسط فقط خودم  | 

تولد عزیزم مبارک


آدم هایی هستند که روز یا شب تولد ندارند

هرروز از آمدن خود شادند

فقط به روز تولد خود بسنده نمیکنند

امیدوارم تو هم از همان ها باشی


شب تولد تو همه ی شب هاست


قدر خودتو بدون.....



پ.ن:چقدر خوب شد که تو به دنیا اومدی...........دم خدا گرم


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 16:8  توسط فقط خودم  | 

دیدی حق با من بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟



شاید وقتی من میخندیدم،اونا گریه میکردن

یا وقتی من گریه میکردم ،اونا می خندیدن...

مهم اینه که هیچ وقت با هم نخندیدیم یا با هم گریه نکردیم...

مهم اینه که ما اصلا هیچ خاطره ای با هم نداریم...

خواهر برادر یعنی این با هم بودن ها نه خون و DNA.....!!!!؟؟؟!!!



+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 13:2  توسط فقط خودم  | 

دزدیدم




   هر کس به طریقی دل ما میشکند

   .

   .

   .

   .

   .

   .

   .

   .

   خدارو شکر حوصله مان سر نمیرود



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 13:44  توسط فقط خودم  | 

؟


اسرار آدم مثل خون آدم میمونه...

فقط باید تو رگ های خودش جریان داشته  باشه...!!!



+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 1:21  توسط فقط خودم  | 

در برابر خدا



آه ای خدا که دست توانایت

             بنیان نهاده عالم هستی را

                        بنمای روی و از دل من بستان

                                     شوق گناه و نفس پرستی را



+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 11:57  توسط فقط خودم  |